۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

قضاوت

آدم های عجول اصولا قاضی های مناسبی نیستند.
پس نوشت:فکر کنید بی خودی نوشتم.
پسین نوشت:اصلا هم بی خودی ننوشتم، مطمئنا خودش منظورم را می داند؛ آدمی که 1000 وبلاگ دارد نیازی به... ندارد.
پس از پسین نوشت: من می نویسم تا کار دیگری نکنم، برای نوشتن حرمت قلم را بیش از آلوده شدن در" کثافت طرفداری" نگه می دارم و یا دشمنی؟!

۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

کاش بشود

کاش بشود آن چیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزی را که می خواهیم بشود.
پس نوشت:نمی نویسم تا حالت گرفته بشه.

۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

توهم

رفیقمان دچار توهم شده؛ فکر می کند با این کارها من بیشتر راغب می شوم برایش کار کنم.
پس نوشت: مثلا کار فرهنگی می کنیم.
پسین نوشت:تا دعوت نکند عمرا!!

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

دعا کنیم...

برای نزدیک شدن دلهای کدر دعا کنیم هر چند پرده های غرور اجازه بروز نمی دهد.
پس نوشت:با تعویض سال قلبهایمان را جلا بدهیم.

۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

تنها یک اسم

از من تنها نامم باقی بود، که امروز دیدم آن را هم حذف کرده اند(یک گیله مرد بی نام)
پس نوشت:خودتون رو ناراحت نکنید دیری نمی پاید.
پسین نوشت:به قول پدرم:
روزگار است انکه گه عزت دهد گه خوار دارد/چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

دروغگوها

فقط دروغــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگو ها حرفهای حقیقی دیگران را دروغ می پندارند!؟
پس نوشت:بله، منظورم خود شما هستید.

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

روزنامه اعتماد

روزنامه اعتماد هم توقیف شد؛ بیست نفر دیگر به جمعیت مسافرکشان محترم اضافه شد!!
پس نوشت:سیدخندان، یه نفر؛ سید خندان یه نفر....
پسین نوشت: مگه چیه؟ حداقل پولش نقده و کسی هم کاری به کارت نداره!!

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

افکار ما

چیزهایی که داری، کسی که هستی، جایی که هستی یا کاری که می کنی تو را خوشبخت یا بدبخت نمی کند. خوشبختی و بدبختی تو از افکارت ناشی می شود. دیل کارنگی
پس نوشت:یادش به خیر! جوانی ما با نوشته های دیل کارنگی گذشت، به تازگی خسرو معتضد معتقد است حرفهای کارنگی بزرگ"باسمه ای"بوده است، نه که خودش شاهنامه می نویسد؟!
پسین نوشت: معتضد برود لباس یقه "دیپلمات" بپوشد!

۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه

اتفاقات

امروز دو اتفاق جالب افتاد؛دوستی قدیمی را بعد از بیست سال و دوستی نتی را که برای اولین بار میدیدم اتفاقی دیدم.
پی نوشت: دوست نتی ام هاج واج ماند که چه طوری شناختمش، بنده خدا باور نمی کرد توی ان همه آدم با دیدن یک بار عکسش بدون قرار قبلی بشناسمش.
پس نوشت:دوست دیگرم سالها ایران نبود ؛ او هم در اولین نگاه مرا شناخت.

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

من هنرمندم

امروز با کمترین هزینه کینه ای را تبدیل به رفاقت کردم؛ من کیمیا گرم ، یک هــــــــــــــــــنرمند!
پی نوشت:سپاسگزارم خدای من.
پس نوشت:بیشتر از سطر قبلی سپاسگزارم خداوندا.

۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

یک جمله از گوته!

آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)

پی نوشت:به احترام استاد حرفی ندارم.