۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

روز خبرنگار

در آستانه ی روز خبرنگاراز  "سیامک" به نحو شایسته ای تجلیل شد.
.
.
.
.
پی نوشت: یه چند ماه جلوتر از موعد براتون دروغ سیزده نوشتم، ایرادی داره؟

۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

تا هستم

تاهستم ای رفیـــــق نــــــــدانی که کیستم
روزی ســــــراغ بخت من آیی که نیستم
پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک لحــظه خنده کردم وعمری گریستم

۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

علم بهتر است یا ثروت؟

نتیجه گیری زیر موقتی است وفقط مختص امروز
.
انگار باید نتیجه گیری کنیم که ثروت بهتر است تا علم !
.
مشکل که حل شد دوباره باور خواهم کرد که علم بهتر است تا ثروت!

۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

آمدگان و رفتگان

نوشته بودی:
بعضی ها زود می آیند، زود می روند،زود برمی گردند.
بعضی ها دیر می آیند، دیر می روند، دیر بر می گردند.
به تو گفتم:
من احتمالا کمی با بقیه تفاوت دارم.
حالا به تو می گویم:
دیر آمدم، زود می روم، احتمالا هیچ وقت بر نخواهم گشت.

۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

?

امروز تنها چیزی که می توانم بنویسم این است:
                                                       ؟
امیدوارم مفهوم باشد

بعدا اضافه شد:

بيشتر سختيهاي زندگي در اين است که مي کوشيم از حقيقت آن بگريزيم


ویکتور هو گو

۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

روسیاهی

چه خوش گفته اند؛
 که زمستان خواهد رفت و روسیاهی برای زغال خواهد ماند.

مدعی خواست که ازبیخ کند ریشه ی ما/غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ی ما

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

دلتنگی

دلتنگی ادامه دارد، اما ......
به قول دوستم سعید کاظمی(بچه ی شیراز):
بیشتر کسانی را که دوستشان دارم تنهایم می گذارند و می روند!!

۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

خودکفا شدیم

امروز کلا خودکفا شدیم، حالا توی چه چیزی؟ فقط کسی که ادعا کرد می تواند پاسخ دهد!!
.
پ/ن: من مطمئنم در یک مورد کلا خودکفاشدیم که هیچ؛ قادر به صادرات هم هستیم.

لابدان: نامه نودروزنامه نگار به دادستان تهران درخصوص عبدال...

لابدان: نامه نودروزنامه نگار به دادستان تهران درخصوص عبدال...: "باز نشر/منبع: امروز نیوز اعتراض نود روزنامه‌نگار نسبت به هتک حرمت به عبدالرضا تاجیک بیش از نود روزنامه‌نگار طی نامه‌ای خطاب به دادستان تهر..."

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

مدعی

با مدعی مگویید(1) اســـرار عشق و مستی
تا بی خبر بمــــــــــــیرد در درد خود پرستی
در گوشه ســــلامت مستــور چون توان بود
تا نرگس تو با ما گوید رمــــــــــــوز مسـتی
آن روز دیده بودم این فتنــه ها که برخاست
کز سرکشی زمــــــــانی با ما نمی نشــــستی  ..... حضرت حافظ

پی نوشت:
1-دلم می خواست بنویسم: با مدعی مگویم اسرار عشق و مستی/از حافظ خجالت کشیدم.
2-مخاطب این شعر در رشت نیست، نگران نباشد.

۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

دلم...


دلم شکــــــــــــــسته و اما کســــی نمی بیند
در اوج حـــادثه ما را کــــــــــــسی نمی بیند
شـب و سیــاهی و تردید آن سوی اینجاست
اگـــر چه آن سوی اینجا را کسی نمی بینــد

.
پی نوشت: متاسفانه نمی دانم شعر از کیست/شاعرش ببخشد.