۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

باور کنید همه جا عروسی است و هیچ خانه یی بی چراغ نیست، باورکنید.
پی نوشت:من از نهایت شب حرف می زنم،
اگر به خانه ی من امدی،
برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم.

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه

امروز/تهرانToday / Tehran

? these brave Trend or usurping those breast shield to the front

?  These are more or who's rather have a handful of flag stone

? They say right in their homeland or their fight for freedom  
برگردان:
 اینها شجاع ترند یا آنهایی که جلوی غاصبان سینه سپر می کنـند؟
 اینها عزیز ترند یا آنهایی که به جای پرچم سنگ در مشت دارند؟
 اینها راست می گویند یا آنها که در سرزمین اشان برای آزادی می جنــــگند؟

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

آزادی مطبوعات

یکی می گفت : ایران آزاد ترین کشور برای روزنامه نگاری است، شما می شناسیدش؟
پی نوشت: احتمالا اون بنده خدا از یه ایران دیگه صحبت می کرده، منظورش ایران ما نبود.
پس نوشت:می گن تازگی تو سیاره وووون ن ززووئ ئ ل ل اا یه ایران پیدا شده،منظور اونجا بوده شاید!
پسین نوشت: حالا هرجا بوده این بندگان خدا اونجا می خوان از چی عکس بگیرن؟!
آخر نوشت: از اون بنده خدا اولیه که می گه آزادی مطبوعات همینجوری ریخته بپرسید.

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

بخواب نی نی

بخواب نی نی، بخواب؛

آرزو می کنم:هیچ وقت بیدار نشی، آرزو می کنم: هیچ وقت هشیار نشی، آرزو می کنم.....
.
پی نوشت:آرزو می کنم.......
.
پس نوشت:آرزو می کنم.......
.
پسین نوشت:بازم آرزو می کنم....
.
آخر نوشت: به جز آرزو کردن کار دیگه یی می تونم بکنم؟ پس آرزو می کنم.....

۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

بدون شرح

دوست ندارم امشب چیزی بنویسم، فقط کمی به این عکس خیره شوید و برداشتتان یا چیزی را که به ذهنتان می رسد برایم بنویسید، لطفا!

پی نوشت: اگر لود نشد تقصیر از من نیست، نقشه ی ایران را فرض کنید که از درونش یک گل سرخ پیداست و روی آن با نستعلیق نوشته اند؛ ایران!!!!

۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

وای دیدید چی شد؟

آخ! آخ! آخ !دیدید چی شد؟ پاشنه ی ده سانتی کفش فامیلامون شکست، حالا چکار کنیم؟
.
پی نوشت: خوب کفش ما که پاره شد!
.
پس نوشت:من که اصلا کفش ندارم، چارق می پوشم.
.
پسین نوشت:ماها که اصلا پا نداریم چه کنیم؟

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

دلبر جانان من

جناب سروان آزاد پور می گفت:

دلبر جانان من، برده دل وجان من،برده دل وجان من،دلبر جانان من،دلبر ...
.
پی نوشت: نه این بار خل نشدم، حکایت ما با این اینترنت مثلا پرسرعته، هر وقت دلش می خواد هر کاری می کنه، مثل دیشب که کلا قطع شد.
.
پس نوشت: یاد جناب سروان آزادپور/سال 1367سربازش بودم/به خیر.

۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه

آفتابه مسی،روحی شکسته می ...

خیلی واضح و روشن هر کاری دلشون می خواد می کنن، بعدش می گن: کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!
.
پی نوشت: روحی شکسته، دمپایی پاره می .....
.
پس نوشت:نون خشکی، نمکی ی ی ی.....
.
پسین نوشت: شما چیزی فهمیدید؟ راستش خودمم نفهمیدم،قبلا هم گفتم ازدیوونه بیشتر از این توقع نداشته باشین!
.
توضیح: این درازگوشان محترم به تاریخ چهارم فروردین 88 در خرمشهر جلوی دوربین بنده این چنین ژست گرفته اند.

۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

دوباره اینترنت دارد بازی در می آورد و این هیچ ربطی به تاریخ یا روزخاص ندارد!!
.
.
.بالاخره خودم رو کشتم تا این عکس اومد اینجا//بعدا نوشت//
.
.
پی نوشت: من باور کردم شما هم باور کنید.
پس نوشت:عکس لود نمی شود.

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

هارت و پورت

لاف در غریبی و- - - در بازار مسگرها، حکایت یکی از حضرات است!
پی نوشت: آن سه خط فاصله تقصیر ادبیات غنی محاوره ی ماست، من فقط خواستم رعایت ادب را بکنم.
پس نوشت:بازی با کلمات را چه نیکو آموخته ای، درکدام مکتب خانه تلمذ کرده ای استاد؟!
پسین نوشت:عَره و عوره و شمسی کوره می دانستند آن طرف قضیه  چه درچنته دارند، چطور شما که (انگشت سبابه را بالا بیاورید بعد بخوانید) کارشناس ارشد هستید نمی دانستید؟

۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

تجهیزات ما/تجهیزات آنها

رادیو، تلویزیون، روزنامه، اینترنت وماهواره در خدمتِ اونا، این خروس و بوقش مالِ ما!
.
.
.
.
.
حرف نوشت: حَــــــــــــــــــــــــــــــرفی ندارم!

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

به به/به به

استقبال از این پر شورتر نمی شد، تا بترکه چشم حسودان، به به، به به!!
.
.
.
. به جای پی نوشت:به من چه؟ اونا استقبال کردن از خودشون بپرسید.

۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه

سرعت بالای اینترنت ایران

کی بود می گفت سرعت اینترنت درایران بالاست؟ نن جون مهدی؟باب جون موسن؟خال جون دکتر؟عم جون مهندس؟هرچهارمورد ؟هیچکدام؟
پی نوشت:بچه بشین نون وماستتو بخور!

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

بی دلیل

دلم خواست همینطور بی خود وبی جهت این عکس را اینجا بگذارم.
پی نوشت:این عکس هیچ ربطی به آن عکس معروف ندارد.
پس نوشت: کدام عکس؟ همانی که می گفت بدون........
پسین نوشت: ربط دارد؟ خوب به من چه که دارد؛ خودتان می دانید؛ مسئولیت با خودتان!
آخر نوشت:این بنده ی خدا مادرش را می خواست، آن ابله ...................واااای؟!

۱۳۸۹ خرداد ۱, شنبه

یک کاریکاتور قدیمی




















وقتی قرار به خدمتِ زورکی باشد این صحنه ها بسیار اتفاق می افتد.
پی نوشت: این کاریکاتور قدیمی است /حدود بیست سال پیش/
پس نوشت: اما حرفش، حرف روز است/همین دیروزو امروز/
پسین نوشت:مسئولیت کاریکاتوربا کاریکاتوریست است/به من چه؟/

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۱, جمعه

دوست

بی تو ای دوست در این کوی دویدن تاکی/خون دل خوردن و واپس نگریدن تا کی/نازنین طعنه ی اغیار شنیدن تاکی/تو چه دانی که به من بی تو چه سان می گذرد/گویی از کالبدم ......




یادش به خیر

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

گوسفندان ده بالا

عادت کرده ایم گوسفندانِ ده بالا را پروارنموده و به آغل هایشان روانه کنیم، دفعه ی بعد نوبت کیست؟

پی نوشت: نگران نباشید صحبت از قلعه ی حیوانات نیست!
پس نوشت: کمی فکر کنید، پیدا می کنید.
پسین نوشت: راه دورنروید چراگاهش تهران بود.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

می گیلان جان

راستش این پست رو به تشویق زرخِ پوتار می نویسم

اَمَه گیله مردان شی می "گرزه پرورشی " نیییم، اَمی گیلانَم لابراتوار نی یه.

پی نوشت:دوستان گیلک زبان ببخشند بهتر از این بلد نیستم گیلکی بنویسم.
پس نوشت: بهتر بود توی ده آرادان/استان سمنان/ پیش از دیگر مناطق اجرا می شد.

برگردان به فارسی:ما گیله مردان موش پرورشی شما نیستیم،گیلان هم لابراتوار نیست.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

صندلی

تفاوت " چِیرمَن  با  ویلچِیر " درچیست؟ ویل  یا  مَن؟؟
پی نوشت:چِیر+ مَن = مردِ صندلی/رئیس.
پس نوشت:ویل + چِیر = صندلی حرکت/ویلچر
پسین نوشت:احتمالا چون ویل انسان نیست این تفاوت آغاز می شود.
آخر نوشت:اگر فهمیدید خبرم کنید.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه

مرد دستفروش

جلوی چشمانم مرد دستفروشی چنان مضروب شد که گویی " سلمان رشدی "را می کوبند!
پی نوشت: کمی آن طرف تر کسی داشت افیون می فروخت.
پس نوشت:افیون فروشی بهتر ، پر درآمد تر و بی خطر تر از دستفروشی است.
پسین نوشت: حلبی آباد نبود، میدان آزادی! بود.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۴, جمعه

جمعه ها

دوباره چهار جمعه ی پیاپی داریم، چشم تمام دنیا کور!
پی نوشت: چه کنیم با این همه بنزین که سر ریز می شود؟
پس نوشت:سرگیجه در چهار پرده!
پسین نوشت:برو بابا دیوونه...

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

یک نقاشی جدید از دولت دهم

نقاشی مقابل حاصل کار دسته جمعی عده یی ازهنرمندان عزیز مستقر در هیئت دولت است، خسته نباشند.
پی نوشت: دلمان برای دیدن این نقاشی ها تنگ شده بود.
پس نوشت:اگر کمی بیشتر نقاشی بکشند ممنون تر خواهیم شد.
پسین نوشت: انگار هوس گل گرفتن کرده ام.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

شکر خدا

شکر خدا همه چیز به خوبی وخوشی تمام شد، دیگر مشکلی باقی نمانده است.
پی نوشت: چشم تمام دنیا کور، جوانان ما از هم دور، کسی دست به یقه نمی شه با زور، برای مفسدین طلب گور...
پس نوشت:اگه بخوام بازم می تونم ادامه بدم.
پسین نوشت:این همه توضیح دادم، باز بنویسم؟

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

تکنولوژی و پروپاگاند

وقت سخنرانی همه چیز عالی است
تکنولوژی داریم در حد تیم ملی برزیل؛ اما اینترنت پرسرعت امان  هر ساعت بازی در می آورد.
پی نوشت: عاشق هر چه پروپاگاند هستم.
پس نوشت: ما ایرانی ها همگی پروپاگاند را دوست داریم.
پسین نوشت:چیزی ندارم بگویم جز زنده باد پروپاگاند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

ملالی نیست

روزی بود ؛ پراز دوست و قلم وکتاب، جای شما خالی!
پی نوشت:پسین نوشت دیشب رو حدس بزنید!
پس نوشت:به خیر گذشت.
پسین نوشت:خبری نبود همه اش شوخی بود.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

خداحافظی

اگر دیگر چیزی ننوشتم، نگران نباشید ممکن است کمی مرده باشم یا کمی ....؟!


پی نوشت: چیز خاصی نیست نه مریض هستم و نه قرار است هواپیما سوار شوم.
پس نوشت: می خواهیم به یک مکان فرهنگی برویم.
پسین نوشت:اگر برگشتم پسین نوشت این پیام را فردا شب می نویسم.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

باز امشب گریه کردم

بالاخره بعد از مدتها برای خودم گریه کردم؛ البته نه از ناراحتی، از دلداری یک دوست!!



پی نوشت:چنین دوستانی تمام سرمایه ی من در زندگی هستند/متشکرم.
پس نوشت:آخرین جمله ی دوستم را به افتخارش اینجا می نویسم؛ تیره ترین ساعات شب به سحر متصل است.//ممنونم برادر//

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

نمایشگاه کتاب

کباب خوب است، کتاب خوب است، کتک خو....... نه، کتک خوب نیست!!
پی نوشت: همینجا که الان کتاب نمایش می دهند چند وقت پیش کتک می زدند.
پس نوشت: گاهی خوردن کتک باعث خواندن کتاب می شود.
پسین نوشت:گاهی خواندن کتاب باعث خوردن کتک می شود.
آخر نوشت: اگر شما فهمیدید به روزنامه نگار دیوانه هم بگویید.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه

کفشهایم کو

نه صحبت از سهراب نیست، راهزنی خانه ام را دزدیده است، از او پس خواهم گرفت.
پی نوشت:دیشب هیچ فکر نمی کردم امشب چنین چیزی را بنویسم.
پس نوشت: این پست هیچ ارتباطی به پست قبلی ندارد.
پسین نوشت: همین که به دست وپا می افتد یعنی بد جوری لرزیده است.
آخر نوشت: لطفا فقط برداشت شخصی کنید.

یک توضیح: این تصویر موزه ی میراث روستایی گیلان است

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

توَهم

این توهم دست از سر ما بر نمی دارد،به خدا حالمان خوب است!
پی نوشت، پس نوشت، پسین نوشت،آخر نوشت و اول نوشت ندارد/خطرناکه!!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳, دوشنبه

یک بام و دوهوا

در یک دهکده برای چادر چاقچور زندانی و برای قمه کشی ماست مالی می کنند.
پی نوشت: دهکده اش حوالی صد سال تنهایی گارسیا مارکز است.
پی نوشت:خوزه آکاردیوندارد.
پس نوشت:عوض اش تا بخواهید اسمال تیغ زن و از این اسم ها دارد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

روزجهانی آزادی مطبوعات

سوم ماه می روزجهانی مطبوعات
انجمن مسافرکشان پلاک شخصی ایران طی اطلاعیه یی اعلام کرد:
روزجهانی  آزادی مطبوعات را به کلیه روزنامه نگاران،خبرنگاران،عکاسان و......تبریک عرض می نماییم.
پس نوشت، پی نوشت و پسین نوشت: خودش معلومه!
آخر نوشت:آخرش باید همه قلم ها را بفروشند و پراید قسطی بخرند!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

روز معلم

ازت نمی گذرم خانوم معلم
سلام خانوم معلم ؛گوساله تحویل داده بودی الان روزی یکی دو کیلو شیر بهت می داد.
پی نوشت:نداره!
پس نوشت: نداره!
پسین نوشت: بابا نداره خوب ولی می سازم براش.
آخر نوشت:طرف خیلی معروفه!!!


روز معلم مبارک

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

روزجهانی کارگر

اول ماه می/11 اردیبهشت/ روزجهانی کارگربر تمام زحمتکشان مبارک باد.
پی نوشت:این دسته گل زیبا کمترین قدردانی از کارگران عزیزی است که بار توانفرسایی را در تمام جوامع بر دوش می کشند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

نمی ذاری که

امروز:به به!به به!
پی نوشت:اینم دیگه پی نوشت می خواد.
پس نوشت:به به /بزغاله ها، گاوا و گوسفندا/کارگرا ، کاسب  وکارمندا//جملگی چاکرند واهل حالند/مخلص سرکار و کل رجالند/
پسین نوشت: چیزی دستگیرتون شد؟

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

دهان که باز می کنی

زیبا سخن می گویی گل مولا!؟
دهان که بازمی کنی، به یک چرخش زبان تو مشکلاتم چاره می شود، نمی دانم چرا درد دیگری به دردهایم افزوده می شود؟!
پی نوشت:عاشقانه نیست!
پس نوشت:عاقلانه هم نیست!
پسین نوشت: آدم دیوانه که نمی تواند عاقلانه وعاشقانه بنویسد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

روزهای هدر رفته

سه شنبه//27 آوریل
الان از راه رسیدم تا دیدم بلاگر بازشد دارم خودمو خفه می کنم، شاید دوباره فردا باز نشه!
پی نوشت:اگر فردا بازنشد همینجا براتون آدرس می ذارم بیایید اونجا؟!
پس نوشت: نه که خیلی هم تحفه ام؟!
دوشنبه//26 آوریل
تلاش کردم جایگزینی برای گیل نوشت پیدا کنیم اما......
پی نوشت:هیچ جا بلاگ اسپات نمیشه!!
یکشنبه//25 آوریل
به خاطر مسدود شدن بلاگر دمغ بودم/اعتیاد که شاخ و دم نداره!
پی نوشت:اصلا به خاطر سانسور دلخور نبودم ها نه! اصلا اینجا آزادی به وفور داریم،اوه ه ه

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

دیوانه خانه

از من دیوانه تر بسیارند
امروز از روزنامه نگار دیوانه چیزی نخواهید شنید، چون به خودم امیدوار شدم.
پی نوشت:وقتی دیوانگی بعضی ها را دیدم فهمیدم بیخود به خودم تهمت دیوانگی زده ام.
پس نوشت:اما دیوانگی هم عالمی دارد!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

مشغله جناب عزرائیل

خبر کشته شدن شادمهر عقیلی تکذیب شد.
انگارعزرائیل هم کوتاه بیاید کسان دیگرکوتاه نمی آیند، اجازه بدهید ملک الموت سراغ بعضی ها برود.
پی نوشت: بعضی های را دیگر خودش انتخاب می کند.
پس نوشت:کمی صبر کنید!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

بدهی

بدهی به دیگران قابل پرداخت است؛ مواظب باش به خودت بدهکار نشوی!!
پی نوشت:به لحظه ها احترام بگذاریم وبه آدمها!!
پس نوشت:به جوانی ات هیچگاه بدهکار نشو!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

کشف صفت جدید

پشت چراغ قرمز "چهارراه پارک وی" گروهبانیکم محمدی فهمید من احمقم، تا حالا فکر می کردم فقط دیوانه ام!
پی نوشت:خوب شد طرف گروهبانیکم بود اگر سرهنگ بود احتمالا می فهمید من خواهر زاده آل کاپون و برادرزاده پابلو اسکوبار هستم.
پس نوشت:تقصیر گروهبانیکم احسان محمدی نیست، پدرش بیش از این برای تربیتش وقت نگذاشته است.
پسین نوشت:شاید تقصیر پدرش هم نباشد، جوهرش از اول نا مرغوب بوده باشد.
بعدا نوشت: بعدا می نویسم!!؟؟

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

عزرائیل در سرای هنرمندان

این جناب ملک الموت بد جوری روی هنرمندان ایرانی زوم کرده است، کاش کمی دوروبر آدمهای بی مصرف می گشت.
پی نوشت:درگذشت بانو نادره را به دوستداران سینما تسلیت عرض می کنم.
پس نوشت: عزرائیل چقدر با سلیقه است.
پسین نوشت:این یعنی که با اهل ؟؟؟؟؟ کاری ندارد، خوش باشند.

۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

بهار که می رود...

بهار که می رود،صحبت از تابستان نیست، خزان خیلی ها شروع می شود.
پی نوشت:بهارتان را خزان کردند،خانه ظلم شان ویران!!
پس نوشت:انگار باید اتحادیه جدیدی به نام اتحادیه روزنامه نگاران مسافر کش تاسیس کرد.
پسین نوشت:؟؟؟!!؟؟

۱۳۸۹ فروردین ۲۹, یکشنبه

مجرم

می گویند مجرمان برای پنهان شدن همیشه جایی نزدیک صحنه جرم را اتتخاب می کنند.
پی نوشت:طرف اتهامات خوش را به دیگران منتسب کرد.
پس نوشت: ماه پشت ابر نمی مونه!
پسین نوشت:گیرم که خلق را به حیلت خود فریفتی//با دست انتقام طبیعت چه می کنی؟

۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

کپی همه چیز را داریم

می خواستم چیز دیگری بنویسم؛ اما سرعت پایین اینترنت نظرم رو عوض کرد برای همین می نویسم:
اجنبی هیچکاک اگر دارد//ما جواد شمقدری داریم(سعید بیابانکی)
پی نوشت:ما سریعا مشابه همه چیز را می سازیم، مانند سمینار مشابه برای کنفرانس آسیاب بادی های دنیا!!؟
پس نوشت:مثل اینترنت ملی، چون دیگه نمی تونیم بیشتر از این با گوگل مبارزه کنیم طاقتمون طاق شده.
پسین نوشت:مانند، خودتون بگردید هزاران تا پیدا می شه!!

۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

آش شور شد

آش را آنقدر شور کردند که بساط چای و خرما و نان وپنیر برای افطار آماده می کنند.
پی نوشت:نه! صحبت از ماه رمضان نیست، روزما رنگ رمضان گرفت.
پس نوشت: آفرین بر ....
پسین نوشت:سپاس از .....

۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

سرگیجه

بعد از ظهرهای پنجشنبه وقت سرگیجه است، فردایش جمعه ی بی خاصیتی است که فقط به درد بیکاری می خورد.
پی نوشت:مثل همه برو تفریح و خوش باش!
پس نوشت:من مثل همه 50 درصد اضافه حقوقم رو نگرفتم.

۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

هفت سین سال امید

سیب زمینی، ساندیس، سفینه امید، سهام عدالت را که داده بودند، بقیه را با 50 درصد اضافه حقوق مان می خریم .
پی نوشت:چه آدمهای خوشبختی هستیم ما!!
پس نوشت:اگه نخوایم ازتهران بریم بیرون چی؟
پسین نوشت:من که اصلا از شما حقوق نمی گیرم چه کنم؟
بعد از پسین نوشت:اون یه ملیون رو همین جوری الکی خیر می کنیم!
اخر نوشت:الکی نیست دیوونه شدم، یک ماه داره از سال می گذره هفت سین من تازه داره جور می شه!!

۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

آرام آرام

آرام آرام دارد اتفاقات بزرگی می افتد، درخت آلوچه دارد شکوفه می دهد، و غنچه نشکفته دارد می شکفد.
پی نوشت:از یک دیوانه توقع حرفهای فلسفی نداشته باشید، قبلا هم گفتم.

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

گرد شـــــــهر

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر//کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
پی نوشت:خودتون حدس بزنید تا کمی از این عطیه الهی(مخ) استفاده کرده باشید.

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

چیزی نمانده بود

چیزی نمانده بود تا دعای مظلومان برآورده شود، به قول پائولو کوئیلو اینها همه نشانه اند، کیست که بفهمد.
پی نوشت:می خواهد بفهمد یانه، نشانه امد.

۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه

۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

عذرخواهی

برای گفتن یک ببخشید سه ثانیه زمان لازم است، نه چهار سال؟!
پس نوشت: تازه همان سه ثانیه را هم نمی خواهند خرج کنند.
پسین نوشت:زهی خیال باطل.

۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

مزد یک ماه

مزد یک ماه تحقیق و نگارش آدم را با یک ای میل پرپر می کنند/وای برمن!!
پس نوشت:به قول فریدون مشیری:
ای کودک من مال بیندوز/وان علم که گفتند میاموز/علم پدر آموخته بودم/واندم که خبردار شدم سوخته بودم!

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

سومین روز

در سومین روزسال امید، انگار دارد اتفاقات خوبی می افتد، دعا کنید تا امید به یاس مبدل نشود.
پی نوشت:هنوز زود است.
پس نوشت:سومین روز سال امید16/1/1389

۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

تقلید کورکورانه

الگو پذیری از اصول اولیه کارهنریست؛ اما این که تو می کنی نامش تقلید کورکورانه است عزیز دل، در دلت بذر حسادت را آبیاری نکن!
پی نوشت: من خودم هستم؛ تو شکل ناقصی از من به اضافه میرزا ابراهیم خان عکاسباشی!!؟
پس نوشت:چون سواد وسن شما به این حرفا نمی خوره می گم، میرزا ابراهیم خان عکاسباشی ، عکاس دوره ناصرالدین شاه(قاجار) بود.
بعد نوشت:دومین روز سال امید.(15/1/1389)

۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

ب بسم الله

امروز برای من شروع دوباره ای بود، شاید تولدی دوباره!!!
پس نوشت: نه اشتباه نکنید معتاد نبودم، قصه چیز دیگریست.
پسین نوشت: اولین روز سال امید.

۱۳۸۹ فروردین ۱۳, جمعه

آخرین جمعه

امروز آخرین جمعه بود، از فردا برای من سال جدید آغاز می شود، من این سال را" سال امـــــــــــید "نام نهاده ام.

پس نوشت:نه به آبی ها دل خواهم بست، نه به دریا پریانی که سر از آب برون می آرند.

پسین نوشت:یعنی اینکه نه کاری به سال صبر واستقامت دارم ونه اهل تلاش و همت مضاعفم.
مرگ برهر چی جمعه!!

۱۳۸۹ فروردین ۹, دوشنبه

پنجشنبه

این روزنامه نگاران دیوانه، واقعا دیوانه اند!؟ به جای کافی شاپ، همدیگررابه بهشت زهرادعوت می کنند، شما هم تشریف بیاورید.
پس نوشت: خدا به داد من برسه، خودم کم دیوونه بودم به قول قدیمی ها یکی هم از دریچه پرید!!!

۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

امروز

امروز واقعا جمعه بود؛ چندروزی دلتنگ کسی بودم که غیبت داشت، امروز فهمیدم سلامت است و قلمش استوار...
پس نوشت:خبرنگار،روزنامه نگار،منتقد و وبلاگ نویس، اوه چه شود.

۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

جمعه هفتم

امروز پنجشنبه،هفتمین جمعه متوالی بود،کاش تمام سال جمعه باشد!!

به جای جمعه ها

چهارشنبه24مارس 2010
ماچ، بوس،گاز ، ترمز، جاده ، تهران، خونه،کار و.......
سه شنبه23مارس2010
وای بهار یعنی این، آفتاب،نسیم، رشت ،موزه میراث روستایی،پلا کباب وده دوازده نفر آدم خوب....
دوشنبه 22 مارس2010
روز دوم فروردین،گیلان،لنگرود، لاهیجان،پل خشتی،خاطرات و رجبعلی....
یک شنبه 21 مارس2010
دیشب سال نوی خورشیدی تحویل شد، عید شما مبارک، گیلان چه هوای دل انگیزی دارد؛باران،باران،باران وباران...
شنبه 20 مارس 2010
امروز برابر است با بیست ونهم اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت ایران برتمام ایران دوستان مبارک!!!

۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه

جمعه ها

از امروز حدود بیست روز جمعه داریم، نمی دانم خوشحال باشم یا نه؟ نه که در طول سال خیلی کار می کنیم!!!
پس نوشت:بعدا معلوم میشه خوشحالم یا ناخوش!

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

روزنه

خیابانی هست که هر بار از آنجا رد می شوم //موبایلم زنگ میخورد//وخبرهای خوبی می شنوم، می خواهم بروم چادری بخرم وآنجا زندگی کنم.
پس نوشت:فقط نمی دانم با صدای مدام هواپیما چه کنم.
پسین نوشت: چادر را می خرم با صدای هواپیما می سازم، می ارزد هر روز خبر خوب بشنوم.

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

انسانهای فهیم

از اینکه دوستان فهیمی دارم خوشحالم نمی دانم دوستانم همین حس را نسبت به من دارند یا تحملم می کنند.
پس نوشت:خوب معلومه تحملم می کنند.
پسین نوشت:وااااااااااااااااااااااااه مگه چه مه؟
پس از پسین نوشت:هیچ چی فقط ؛ خلی!!

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

قضاوت

آدم های عجول اصولا قاضی های مناسبی نیستند.
پس نوشت:فکر کنید بی خودی نوشتم.
پسین نوشت:اصلا هم بی خودی ننوشتم، مطمئنا خودش منظورم را می داند؛ آدمی که 1000 وبلاگ دارد نیازی به... ندارد.
پس از پسین نوشت: من می نویسم تا کار دیگری نکنم، برای نوشتن حرمت قلم را بیش از آلوده شدن در" کثافت طرفداری" نگه می دارم و یا دشمنی؟!

۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

کاش بشود

کاش بشود آن چیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزی را که می خواهیم بشود.
پس نوشت:نمی نویسم تا حالت گرفته بشه.

۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

توهم

رفیقمان دچار توهم شده؛ فکر می کند با این کارها من بیشتر راغب می شوم برایش کار کنم.
پس نوشت: مثلا کار فرهنگی می کنیم.
پسین نوشت:تا دعوت نکند عمرا!!

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

دعا کنیم...

برای نزدیک شدن دلهای کدر دعا کنیم هر چند پرده های غرور اجازه بروز نمی دهد.
پس نوشت:با تعویض سال قلبهایمان را جلا بدهیم.

۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

تنها یک اسم

از من تنها نامم باقی بود، که امروز دیدم آن را هم حذف کرده اند(یک گیله مرد بی نام)
پس نوشت:خودتون رو ناراحت نکنید دیری نمی پاید.
پسین نوشت:به قول پدرم:
روزگار است انکه گه عزت دهد گه خوار دارد/چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

دروغگوها

فقط دروغــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگو ها حرفهای حقیقی دیگران را دروغ می پندارند!؟
پس نوشت:بله، منظورم خود شما هستید.

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

روزنامه اعتماد

روزنامه اعتماد هم توقیف شد؛ بیست نفر دیگر به جمعیت مسافرکشان محترم اضافه شد!!
پس نوشت:سیدخندان، یه نفر؛ سید خندان یه نفر....
پسین نوشت: مگه چیه؟ حداقل پولش نقده و کسی هم کاری به کارت نداره!!

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

افکار ما

چیزهایی که داری، کسی که هستی، جایی که هستی یا کاری که می کنی تو را خوشبخت یا بدبخت نمی کند. خوشبختی و بدبختی تو از افکارت ناشی می شود. دیل کارنگی
پس نوشت:یادش به خیر! جوانی ما با نوشته های دیل کارنگی گذشت، به تازگی خسرو معتضد معتقد است حرفهای کارنگی بزرگ"باسمه ای"بوده است، نه که خودش شاهنامه می نویسد؟!
پسین نوشت: معتضد برود لباس یقه "دیپلمات" بپوشد!

۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه

اتفاقات

امروز دو اتفاق جالب افتاد؛دوستی قدیمی را بعد از بیست سال و دوستی نتی را که برای اولین بار میدیدم اتفاقی دیدم.
پی نوشت: دوست نتی ام هاج واج ماند که چه طوری شناختمش، بنده خدا باور نمی کرد توی ان همه آدم با دیدن یک بار عکسش بدون قرار قبلی بشناسمش.
پس نوشت:دوست دیگرم سالها ایران نبود ؛ او هم در اولین نگاه مرا شناخت.

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

من هنرمندم

امروز با کمترین هزینه کینه ای را تبدیل به رفاقت کردم؛ من کیمیا گرم ، یک هــــــــــــــــــنرمند!
پی نوشت:سپاسگزارم خدای من.
پس نوشت:بیشتر از سطر قبلی سپاسگزارم خداوندا.

۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

یک جمله از گوته!

آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)

پی نوشت:به احترام استاد حرفی ندارم.

۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

فـــــــــــــــــردا

شـــــــــــــــــــــــــــــــاید فــــــــردا شروعی دوباره باشد؛نمی دانم؟!
پس نوشت:مگه قراره هر حرفی پس نوشت داشته باشه؟؟